تبليغاتX
دوستت دارمها آه چه کوتاهند
به نام کسی که خورشید هر روز به تمنای او به آسمان سلام می کند



راه تو از من دور...

راه دور است و پر از خار بيا برگرديم

 سايه مان مانده به ديوار بيا برگرديم

  هر زمانی که تو قصد سفر از من کردی

  گريه ام را تو به ياد آر بيا برگرديم

 اين کبوتر که تو اينسان پر و بالش بستی

 دل من بود وفادار بيا برگرديم

  ترسم اينجا که بسوزد پر و بال عشقم

 يا شود حاصل تکرار بيا برگرديم

 يک غزل نذر نمودم که برايت گويم

 گفتم آنرا شب ديدار بيا برگرديم

 باز گفتی که برايم غزل از عشق بگو

  يک غزل ميخرم اينبار بيا برگرديم

 من که عشقم به دو چشم تو دخيلی بسته است

  عشق من را مکن انکار بيا برگرديم


موضوع :
| +| نوشته شده در 88/02/14 و ساعت 11:55 توسط حدیث |




Cursors