تبليغاتX
دوستت دارمها آه چه کوتاهند
به نام کسی که خورشید هر روز به تمنای او به آسمان سلام می کند



سرگردان

درخت بود و تو بودی و باد، سرگردان


میان دفتر باران، مداد سرگردان


تو را كشید و مرا آفتابگردانت


میان حوصله گیج باد سرگردان


همیشه اول هر قصه آن یكی كه نبود


نه باد بود و نه تا بامداد سرگردان


و آن یكی همه ی بود قصه بود و در او


هزار و یك شب و صد شهرزاد سرگردان


تمام قصه همین بود راست می گفتی :


تو باد بودی و من در مباد سرگردان


زمین تب زده، انسان عصر یخ بندان


و من میان تب و انجماد سر گردان


ستاره ها همه شومند و ماه خسته من


میان یك شب بی اعتماد سر گردان


مرا مراد تویی گرچه بر ضریح تو هست


هزار آینه ی نا مراد سرگردان


نماد نام تو بود و نماد ناله من


هزار ناله در این یك نماد سر گردان


درخت كوچك تنها به باد عاشق بود


و باد


بی سرو سامان


و باد


سر گردان ...


تمام قصه همین بود، راست می گفتی ! ...

 


موضوع :
| +| نوشته شده در 87/11/01 و ساعت 10:6 توسط حدیث |




Cursors