تبليغاتX
دوستت دارمها آه چه کوتاهند
به نام کسی که خورشید هر روز به تمنای او به آسمان سلام می کند



از پائولو کوئیلو
چه حقیر است این عشق

گر بماند به میان من و تو

خود بمیرد در خود

گر ببندد در خود

و بماند ... به میان من و تو

عشق در بسته

ناسزایی است به عشق همگان

او که سیبی را دوست می دارد

به همه مهر می ورزد

که همه از گوهر یکتایند

من به خوبی می دانم

که ورای من و تو

هستی هست

عشق ما می میرد - مگر آزاد شود

رفتنت رنج من است

رنج من عشق من است

پس رهایت خواهم کرد

چون تو را آزاد دوست دارم


موضوع :
| +| نوشته شده در 88/07/12 و ساعت 12:6 توسط حدیث |




Cursors