تبليغاتX
دوستت دارمها آه چه کوتاهند
به نام کسی که خورشید هر روز به تمنای او به آسمان سلام می کند



اشتباه
قابل تو را نداشت، آن دلى كه برده‏اى 

 خط بزن مرا برو تا زمين نخورده‏اى

 فصل شاعرانه‏ها، با تو سر رسيده است 

 عاقبت كبوتر از آشيان پريده است 

 پابرهنه آمدى، تو به خواب‏هاى من 

 رد پاى تو نماند، روى خاك اين وطن‏

 من كه در نگاه تو، يك سئوال مبهمم 

 پاسخى نداشتى، پاسخى نمى‏دهم 

 نه، گناه از تو نيست، پاى من نوشته شد

 آخرش به دست من، هر چه رشته پنبه  شد

 اين سكوت تلخ هم، طعم قهوه مى‏دهد 

 فال هم دروغ بود، اشتباه تا چه حد!

 و تو زود مى‏روى يك ستاره مى‏شوى 

 شايدم شهاب، نه، پاره‏پاره مى‏شوى؟!

 


موضوع :
| +| نوشته شده در 87/08/22 و ساعت 9:48 توسط حدیث |


دراین غریبستان

 بی تو

هرلحظه

 غریبه ترمی شوم....

 


موضوع :
| +| نوشته شده در 87/08/14 و ساعت 8:25 توسط حدیث |


بهانه ی دل شکستن

آنشب که دلی بود به میخانه نشستیم

آن توبه ی صد ساله به یک جرعه شکسیتم

از آتش دوزخ نهراسیم که آن شب

ما توبه شکستیم ولی دل نشکستیم                                                              


موضوع :
| +| نوشته شده در 87/08/08 و ساعت 8:13 توسط حدیث |


سوختن در قفس

به داغت آرزو مرد و هوس سوخت 

 در این آتشفشان حتی نفس سوخت

خدایا سوز دل را با که گویم

که زیبا مرغک من در قفس سوخت


موضوع :
| +| نوشته شده در 87/08/02 و ساعت 17:40 توسط حدیث |




Cursors