ماندن

در حضوری به رنگ لاجورد و عقیق
نام تو را صدا زدم
وتمام فرشتگان با من هم صدا شدند
و شبم مهتابی شد
.
.
.
شنیده ام وقتی فرشته ای دلتنگ می شود
باران می بارد
ولی یقین دانم
اگر آدمی دلتنگ شود
عشق می بارد......

پرواز
مي خواهم پرواز كنم
به عمق چشمان مهربانت
تا آن سوي سال هاي با تو بودن
سفر آغاز كنم
ولي افسوس
پرهايم
به ميله هاي تنم گره خورده اند
بال هايم را مي گذارم
دلم را به سويت پر مي دهم
*رحمانيان*

در تنگناي زندگي
به تو رسيدم
به تو پيوستم
تا رها شوم از پوچي
تا پرواز را با بال هاي تو تجربه كنم
*كاشاني*
زخم حسرت

کاش دستم بوی لبخند تو داشت
سینه ام عطر گلوبند تو داشت
من ندارم تاب درد اشتیاق
عالمی مشتاق وصل و من فراق
کس به عمق عشق من واصل نشد
هیچ کس آیینه کامل نشد
حیف زمانه بین ما را سد کشید
زخم حسرت بی تو در من قد کشید




