تبليغاتX
دوستت دارمها آه چه کوتاهند
به نام کسی که خورشید هر روز به تمنای او به آسمان سلام می کند



اگر مجنون تو باشی

اگر مجنون تو باشی ، عشق تو لیلا شدن دارد

اگر وامق تو باشی ، حیرتم عذرا شدن دارد

اگر هستی تو باشی ، نیستی در تو تماشایی است

اگر الّا تو باشی ، خاکی تن لا شدن دارد

اگر یک ذرّه از عشقت...مرا خورشید خواهد کرد

فقط یک قطره از آغوش تو دریا شدن دارد

گرفتارم ،گره در کارم افتاده است و می دانم

فقط با ناخن تو این گره ها واشدن دارد

اگر آئینه چشمان تو باشد ، جلوه می گیرم

در این آئینه تصویر بشر، زیبا شدن دارد

اگر منظور، درک عمق دریای حضور توست

دو روز عمر فانی ، زندگی دانا شدن دارد

تو ای زیبا ترین زیبا ، تو ای یکتا ترین یکتا

به عشق با تو بودن، لحظه ام تنها شدن دارد

اگر وامق تو باشی عُذرِ عذرا ، عشق عذرایی است

اگر مجنون تو باشی ، عشق تو لیلا شدن دارد

یوسفی را دیده ام

یوسفی را دیده ام، بی شک زلیخا می شوم

آه دارم در میان خلق رسوا می شوم

قطره ای هستم که شوق وصل دریا در من است

نیست تردیدی در این معنی که دریا می شوم

جرعه ای آئینه می خواهد جمال حیرتم

جرعه ای آئینه چون صد جلوه زیبا می شوم

موسیِ عشق تو در طور وجودم جلوه کرد

آتشی در سینه ام افتاد ، سینا می شوم

در نمی دانم بسر بردم زمانی دیر را

روزگاری ساکن اما و آیا می شوم

مرغکی سرگشته بودم در حصار استخوان

بعد از این زنجیر تن را یک گره وا می شوم

گوشه گیری های من چون خال بر روی لبت

حکمتی دارد به شیرینی ، که تنها می شوم

چشم یعقوب دلت روشن به بوی پیرهن

من به دیدار خودِ یوسف زلیخا می شوم


موضوع :
| +| نوشته شده در 85/12/13 و ساعت 16:59 توسط حدیث |




Cursors